تبلیغات
همسفر - مطالب mohammad rad
دوشنبه 18 خرداد 1388

ترنم عشق

   نوشته شده توسط: mohammad rad    

 نام زیبای تو را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد و عکس

 زیبایت  را در قابی از جنس عشق در کنارش می گذارم  تا همه بدانند

                                             تو

                      سلطان جان من و فاتح قلبم هستی

 

روزی که خیلی دور نیست ،شادمانه حضورت را با آمدنت

                      به نظاره می نشینم

                        انتظار کافیست

               *************************

واژه هایم غریب  و تنها مانده اند و پژواک صدایم در لحظات

تنهایی ام طنین انداز شده است

دستی برای یاری،دستهای خسته ام را نمی گیرد و من هنوز منتظرم تا بیایی

بیا و نگذارسکوتی تلخ بند بند دلم را به اسارت درآورد

 


دوشنبه 18 خرداد 1388

عشق بی بهانه

   نوشته شده توسط: mohammad rad    

در سکوت روز های زندگی ام و در تاریکی شبهای 

بی کسی ام از تو سخن می گویم.

 تمام لحظات دل تنگی ام بهانه تو را می گیرند ومن خسته

ودل شکسته از همه خاطره هایم سراغ تو را می گیرم.

                              ای عشق من

            **********************************

کاش می شد چشمهایم را به پیشواز نگاه مهربانت را بفرستم تا بدانی فراقت

چشمه چشمهایم را خشکانده   و آن دیدگان پر طراوت از غم دوریت پژمردند.

من هنوز نگاه ملتمسم را که بدرقه راهت کردم فراموش نمی کنم

ای کاش بر می گشتی و مرا از این همه چشم انتظاری می رهاندی


دوشنبه 18 خرداد 1388

عشق و محبت

   نوشته شده توسط: mohammad rad    

گامهای خسته ام  در سرابرسیدن به تو قدم بر می دارد.من در خلوت خویش تو را زمزمه می کنم و چشمهای بارانی ام را در آرزوی دیدنت به پیشواز

تمام فصل های زندگی می فرستم.................

             ***********************

می خواهم آن قدربنویسم تا سطرهایقندیل بسته کلامم آب شوند.

       می خواهم آن قدر نامت را در سطر سطر دفترم حک کنم

                       تا مانند قلبم ،زندگی ساز شوند

           ****************************************

من دلم کویر می خواهد تا با دیدنش تمام زندانهای قلبم را فراموش کنم.

من دلم آب نمی خواهد زیراتشنگی مرا به یاد روزهای خوب عشق می اندازد.

می گویم بیا نه به خاطر این که یک عمر است منتظرت هستم. نه ،می گویم بیا

چون می ترسم که عشق در زندان وجودم از تشنگی جان بدهد.